وقتی دیدمش ، روی تخت خم شده بود و بهم گفت ورشکسته شده .

وقتی دیدمش ، روی تخت خم شده بود و بهم گفت ورشکسته شده .
بعد لبخند زد .
ورشکستگی اش برایم مهم نبود ، اما کاش با لبخند نمی‌گفت .
دیدگاه ها (۰)

ـ واقعا دوستم نداری ؟ـ نه ـ باشه همه چیز مُرد ، حالا زندگی ک...

عصر کمرنگی می‌تازد ، با باد وحشی شبانه ای که از حالا شروع شد...

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏𝐏𝐚𝐫𝐭:۱۰۳*کامنت*

چند بار ماشه را کشیدم.تیر به بازو و چند بار به سینه اش خورد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط