این "بهار" میشد دو نفره باشد!

این "بهار" میشد دو نفره باشد!
غرورَت اگر پا درمیانی نمیکرد...
این بهار میشد؛
تکرارِ زمستان نباشد!
کمی کوتاه اگر می آمدی...
تمامِ درختان،تا بهارِ بعد
به یُمنِ حضورت،
شکوفه هایشان را نگه میداشتند!
شانه به شانه ام اگر می بودی...
رسمِ زمانه است شاید؛
تمامِ اتفاقاتِ خوب،تمامِ دلنشین ها
آنجا که باید رُخ دهند،
نیست میشوند!
یا آنقدر دیر اتفاق می افتند،
که تمامِ فصل ها زمستان شده است،
یا آنقدر زود که درختان هنوز
شکوفه نزده اند!
دیدگاه ها (۲)

مرسی که هستیو هستی را رنگ می‌‌آمیزیهیچ چیز از تو نمی‌خواهمفق...

جاده های بی پایان را دوست دارمعشقهای واقعی را دوست دارمعاشقا...

یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ یَا مُدَبِّرَ اللَّ...

جای تقویم به در خیره‌ام امروز که عیدلحظه‌ی آمدن توست نه آغاز...

بازی خطرناکپارت : ۳۳ سه هفته از پایان پرونده‌ی Black Raven گ...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 159✦..........................

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 157✦..........................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط