آمده بودم که بمانم،

آمده بودم که بمانم،
که آيدایت باشم،
که شاملو ام باشی!
آمده بودم که دلیلِ لبخندِ سر صُبحَت باشم،
و شب ها بپرسم:امروزت چطور گذشت آقا!؟و ساعت ها برایم حرف بزنی...
آمده بودم تا آرامشِ سالهای پیری و مادربزرگِ شاعره ی نوه هایت باشم!
امّا؛
نمیدانستم...
در دنیای شما"مرد"ها،
چنین رسم است که:
انتقامِ همه ی خيانت ها و شکست های گذشته را از
" عاشقترین مونثِ عمرشان"
میگیرند!
دیدگاه ها (۱)

آمده بودم که بمانم،که آیدایت باشم،که شاملو ام باشی!آمده بودم...

❀✿❀✿❀✿❀✿❀✿❀آمده بودم که بمانم،که آیدایت باشم،که شاملو ام باش...

آمده بودم که بمانم،که آيدایت باشم،که شاملو ام باشی!آمده بودم...

چرا مردت نباشم...وقتی رنگ دلتنگی ات را کمرنگ میکنم!وقتی جلوی...

قبل از اینکه حرفی بزنم موهایم را باز کردم و روی شانه أم ریخت...

میدانی ، روزی که ماجرای عشق تو را به مادرم گفتم، چه اتفاقی ا...

میدانی، روزی که ماجرای عشق تو را به مادرم گفتم، چه اتفاقی اف...

عشق بچه بازی نیستمیدانی ، روزی که ماجرای عشق تو را به مادرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط