دختَری کِ بَعد یِ مدت دیگِ نَخنده
دختَری کِ بَعد یِ مدت دیگِ نَخنده
آستیناشُ بزنی بالا ، انگار دفتَر نقاشی بچِگی هاشه
صُب کِ از خواب بیدار میشه ، بِجای اینکه با لَبخند صُب بخیر بگه ، با چِشایِ قرمز و صدایِ گرفته ، صُب بخیر بگه
اتاقش صورتی و پرنسسی نَباشه
تو مهمونیا نَیاد
مِث بَقیه دختَرا شاد نَباشه
هَمش سرش تو گوشیش باشه و هندزفری تو گوشِش
عآخه هَمچین دختَریُ کی میتونه تحمل کنه ؟
مَن بِ مامان و بابام ، خانوادَم حق میدَم نَتونَن تحملَم کنَن
آستیناشُ بزنی بالا ، انگار دفتَر نقاشی بچِگی هاشه
صُب کِ از خواب بیدار میشه ، بِجای اینکه با لَبخند صُب بخیر بگه ، با چِشایِ قرمز و صدایِ گرفته ، صُب بخیر بگه
اتاقش صورتی و پرنسسی نَباشه
تو مهمونیا نَیاد
مِث بَقیه دختَرا شاد نَباشه
هَمش سرش تو گوشیش باشه و هندزفری تو گوشِش
عآخه هَمچین دختَریُ کی میتونه تحمل کنه ؟
مَن بِ مامان و بابام ، خانوادَم حق میدَم نَتونَن تحملَم کنَن
- ۱.۱k
- ۲۷ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط