بعضا ؛ مسیر جاده به بن بست می رود

بعضا ؛ مسیر جاده به بن بست می رود
مواقعی ، تمام حادثه از دست می رود

شاید همان کسی که دم از عقل می زند
در راه هوشیاری خود ؛ مست می رود

آنگاه غریبه ای که به سختی به دل نشست
وقتی که قلب خون شده ؛ بشکست می رود

اول اگر چه با سخن از عشق آمده
آخر خلاف آنچه که گفته است می رود

وای از غرور تازه به دوران رسیده ای
وقتی میان طایفه ای پست می رود

هر چند مضحک است و پر از خنده های تلخ
بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود

گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند
وقتی غبار معرکه بنشست می رود

اینجا یکی برای خودش حکم می دهد
آن دیگری همیشه به پیوست می رود

این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست
تیریست بی نشانه که از شصت می رود

بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند
اما مسیر جاده به بن بست می رود

درامتداد...لحظه ها / سعید
دیدگاه ها (۲)

‏بنده در حال حاضر تمام "نا" ها هستم.‏ناراحت، ناکافی، نادرست،...

خسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش پایانی)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p86هوا کاملاً تاریک شده بود.ابرهای خاکست...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷⁹باید همه‌ی این فکرها رو برای چند ساعت...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

پارت ۵۱ — چیزی که برگشتچند ساعت از بیدار شدن یورا گذشته بود....

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۵ ‌درهای عظیم برج سا...

وقتی آن سیاهیِ سرد و پیچ‌خورده یوکی را به خودش کشید، انگار د...

🎥🚨🇮🇷 بازخوانی طرح ناکام موساد؛ وقتی نقشه‌ها به نتیجه نمی‌رسن...

P : 26

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط