#گروه کیپاپ

#گروه کیپاپ
#پارت 4

جی اون:زنگ خورد کتابامو جمع کردم و گذاشتم تو کیفم

دو هی: زدم رو شونش: بیا بیرون کارت دارم

جی اون: سری تکون دادم و باهاش رفتم

دوهی: رفتیم تو اتاق موسیقی که در حال حاضر کسی ازش استفاده نمیکرد

جی اون: دست به سینه وایسادم: بله؟

دوهی: میشه یکی دقیقا چه اتفاقی افتاده؟
اونا تازه رسیدن چرا اینجوری می کنی؟

جی اون:...... بهت گفتم..... فقط هنوز بهش عادت نکردم

دوهی: کنارش نشستم: مگه چیه که بهش عادت نکردی؟
نزدیکه ۵ یا ۶ ساله با هم دوستیم
از این سفرا زیاد داشتن پس مشکل این نیست

جی اون:گوشیمو در اوردم و بهش نشون دادم:این عکسو ببین

دوهی: گوشیو از دستش گرفتم زوم کردم رو عکس:این...... تهیونگه؟

جی اون: نفس عمیقی کشیدم: آره فقط منتهی نمی تونم بفهمم دختر کنارش کیه

دوهی: شاید فوتوشاپه
از کجا پیداش کردی؟

جی اون: یه شماره ی ناشناس برام فرستادش
فقط تهیونگ نیست
بزن عکس بعدی

دوهی: پارتیه؟
همه ی بچه ها هستن

جی اون: انگار داره بهشون خوش میگزره

دوهی: پس برای این ناراحت بودی؟

جی اون: اره
ما فقط رفیقیم و من دلم نمی خواد اونا معتاد الکل و مواد بشن و پاهاشون به ماجراها و کارهای خطرناک باز بشه
خودت میدونی که اونا مثل داداشمونن؟

دوهی: می دونم
می خوای بهشون بگی؟

جی اون: فعلا نه
منتظر میمونم تا ببینم واکنش اونا و طرفی که اینارو برام فرستاده چیه

دوهی: صدای زنگ اومد

جی اون: بلند شدم: عادی رفتار کن
انگار نه انگار که من چیزی بهت نشون دادم
همونطور رفتار کن که نمی دونی دلیل این رفتار های من چیه

دوهی: باش
فعلا بیا بریم

جی اون: از اتاق خارج شدیم و به سمت کلاس رفتیم

. . . .

. . . .

. . . .

جیمین: تهیونگ

تهیونگ: بله

شوگا: حالا خوبه؟

تهیونگ: سری تکون دادم

جین:زنگ اخره
بعدش میریم خونه

تهیونگ: باش



جی اون: وارد کلاس شدیم
نگاهش بهشون انداختم و رفتم سر جام نشستم

دوهی:اروم بهش گفتم: حداقل یکم بهتر رفتار کن تا شک نکنن

جی اون: اتفاقا اینجوری شاید بهمون گفتن

دوهی: شونه ای بالا دادم که معلم اومد سر کلاس
دیدگاه ها (۰)

#گروه کیپاپ#پارت ۳جی اون: در حالی که سرم روی کتاب بود بهشون ...

#گروه کیپاپپارت 2دودو هی:تو کلاس نشسته بودم رمانم رو باز کرد...

بزن رو ادامه >>>تا رمان ببینی هنوزنم منتظرم تا مامانم برای ح...

{فیک جیمین:عشق مخفی} {part:4} ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط