𝐌𝐲 𝐥𝐢𝐭𝐭𝐥𝐞 𝐠𝐢𝐫𝐥 دختر کوچولوی من
𝗽𝗿𝘁¹⁰
ویو 5 صبح آنلا
با صدای ساعت زنگیم بیدار شدم
به سمت حموم رفتم یه دوش 20 مینی گرفتم و یه حوله دورم دادم و یه حوله دور سرم بستم لباسمو عوض کردم و پیرهن و دامن مدرسرو پوشیدم و کروات نبستم کتم نپوشیدم رفتم پایین برای صبحانه ته
پنکیک و نوتلا و توت فرنگی یه کارامل ماکیاتو برام درست کرد بوسش کردمو ازش تشکر کردم نشستم و درحال صبحونه خوردن بودیم که ته گفت
ته: کسی رو نزنیا من نمیام جمع کنم برات
آنلا: اوف ته گیر نده
خوردم صبحانمو رفتم بالا موهام تقریبا خشک شده بود کرلی بستم و برای زودتر خشک شدن کرلیروش سشوار گرفتم و چتری هامو درست کردم موهای طلاییم خیلی زیبا شده بود رفتم جلو آیینه کانسیلر زدم به دور چشم و یکم تینتبه لب و گونم و یه خط چشم خیلی ریز و قهوه ای گشیدم ابروهامو با ژل ابرو مرتب کردم و مژه هامو با فر مژه فر کردم و روش ریمل قهوه ای زدم گیرایی چشام صد برابر شد چشای سبز آبیم که الان چون لباسم سفید آبی بود یخی شده بود برق میزد یکمم بدای اتمام هایلایتر به بینیم زدم
و کیف چرممو گذاشتم دوشم جوراب ساده و شیک که تا مچ پام بود یه مقدار خیلی کمی بالای کفشم کفش چرم ست با کیفمو پوشیدم و کت مدرسمو کردم تو کیفم و بجاش کت چرم مشکی ست با کفش و کیفمو پوشیدم کرواتمم بستم برای اینکه روز اولی بهم گیر ندن دامنم هم خیلی کوتاه بود تا زیر باسنم و رونای سفید وتتو هامو نشون میداد پرسینگ لبم رو دراوردم و فقط پرسینگ ابروم بود خیلی خفن شده بودم یه ادکلن شنل خنک هم زدم که دیگه کارو در اورد قاب گوشیمم برای ست شدن یه قاب چرم مشکی ناز رو گذاشتم تو کیفم و رفتم پایین راننده منتظر بود با ته نشستیم تو ماشین و رفتیم به سمت خونه کوک و
بعد 20 مین رسیدیم و دیدیم بقیه هم رسیدن و راه افتادیمو رفتیم رسیدیم مدرسه من رفتم پیش جیمین
آنلا: جیمینا تو پیش من میشینیا
جیمین: باشه باشه
و رفتم سمت جونکوک و
بغلش کردم از پشت
آنلا: آقای جئون
کوک: آنلااااا میدونم توییی
آنلا: عه کوکیااااا لوس
کوک: خنده
آنلا دخترارو دید و رفت سمتشون و بغلشون کرد و رفت پیش جیمین با دخترا و رفتن تازه دخل مدرسه همه چشا روی اون ده تا پسر و دخترای جذاب بود جوری که کل اکیپ ما رو دستشونو میزدیم همه داشتن راجب ما پچ پچ میکردن مگه ادم ندیدین اسکلا یهو دوتا دختر اومدن
یکیشون دست
جیمینو ازم گرفت یکی کوک
هانول: اوپااااا اینا دوستای جدیدتن این دختره کیههههه لوس پیکمی
کیونگ: جیمین اوپااااا این دختره کیه دستتو گرفته چرا انقدر بهت میچسبه از اشناهاتونن
ویو آنلا
رفتم سمت سمتشون دستاشونو از دستای پسرا در اوردم و گفتم
آنلا: سلام من کیم آنلا ام از دیدنتون خوشحال نشدم یعنی شدم دستشو اورد جلو نگاه از بالا به پایین بهشون کرد
ادامه دارد...
خوشتون اومدددد ؟؟؟
ویو 5 صبح آنلا
با صدای ساعت زنگیم بیدار شدم
به سمت حموم رفتم یه دوش 20 مینی گرفتم و یه حوله دورم دادم و یه حوله دور سرم بستم لباسمو عوض کردم و پیرهن و دامن مدرسرو پوشیدم و کروات نبستم کتم نپوشیدم رفتم پایین برای صبحانه ته
پنکیک و نوتلا و توت فرنگی یه کارامل ماکیاتو برام درست کرد بوسش کردمو ازش تشکر کردم نشستم و درحال صبحونه خوردن بودیم که ته گفت
ته: کسی رو نزنیا من نمیام جمع کنم برات
آنلا: اوف ته گیر نده
خوردم صبحانمو رفتم بالا موهام تقریبا خشک شده بود کرلی بستم و برای زودتر خشک شدن کرلیروش سشوار گرفتم و چتری هامو درست کردم موهای طلاییم خیلی زیبا شده بود رفتم جلو آیینه کانسیلر زدم به دور چشم و یکم تینتبه لب و گونم و یه خط چشم خیلی ریز و قهوه ای گشیدم ابروهامو با ژل ابرو مرتب کردم و مژه هامو با فر مژه فر کردم و روش ریمل قهوه ای زدم گیرایی چشام صد برابر شد چشای سبز آبیم که الان چون لباسم سفید آبی بود یخی شده بود برق میزد یکمم بدای اتمام هایلایتر به بینیم زدم
و کیف چرممو گذاشتم دوشم جوراب ساده و شیک که تا مچ پام بود یه مقدار خیلی کمی بالای کفشم کفش چرم ست با کیفمو پوشیدم و کت مدرسمو کردم تو کیفم و بجاش کت چرم مشکی ست با کفش و کیفمو پوشیدم کرواتمم بستم برای اینکه روز اولی بهم گیر ندن دامنم هم خیلی کوتاه بود تا زیر باسنم و رونای سفید وتتو هامو نشون میداد پرسینگ لبم رو دراوردم و فقط پرسینگ ابروم بود خیلی خفن شده بودم یه ادکلن شنل خنک هم زدم که دیگه کارو در اورد قاب گوشیمم برای ست شدن یه قاب چرم مشکی ناز رو گذاشتم تو کیفم و رفتم پایین راننده منتظر بود با ته نشستیم تو ماشین و رفتیم به سمت خونه کوک و
بعد 20 مین رسیدیم و دیدیم بقیه هم رسیدن و راه افتادیمو رفتیم رسیدیم مدرسه من رفتم پیش جیمین
آنلا: جیمینا تو پیش من میشینیا
جیمین: باشه باشه
و رفتم سمت جونکوک و
بغلش کردم از پشت
آنلا: آقای جئون
کوک: آنلااااا میدونم توییی
آنلا: عه کوکیااااا لوس
کوک: خنده
آنلا دخترارو دید و رفت سمتشون و بغلشون کرد و رفت پیش جیمین با دخترا و رفتن تازه دخل مدرسه همه چشا روی اون ده تا پسر و دخترای جذاب بود جوری که کل اکیپ ما رو دستشونو میزدیم همه داشتن راجب ما پچ پچ میکردن مگه ادم ندیدین اسکلا یهو دوتا دختر اومدن
یکیشون دست
جیمینو ازم گرفت یکی کوک
هانول: اوپااااا اینا دوستای جدیدتن این دختره کیههههه لوس پیکمی
کیونگ: جیمین اوپااااا این دختره کیه دستتو گرفته چرا انقدر بهت میچسبه از اشناهاتونن
ویو آنلا
رفتم سمت سمتشون دستاشونو از دستای پسرا در اوردم و گفتم
آنلا: سلام من کیم آنلا ام از دیدنتون خوشحال نشدم یعنی شدم دستشو اورد جلو نگاه از بالا به پایین بهشون کرد
ادامه دارد...
خوشتون اومدددد ؟؟؟
- ۱۰۱
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط