دیشب باهاش دعوام شد گفتم همه چیزت رو بردار و برو یهو بغلم

دیشب باهاش دعوام شد گفتم همه چیزت رو بردار و برو یهو بغلم کرد و منو انداخت رو دوشش گفتم بزارم زمینه دیونه گفتم مگه نگفتی همه چیزت رو بردار و برو
دیدگاه ها (۳)

درخواستی لینو ویو سوا امشب داشتم با هنزفری اهنگ گوش میدادم ...

Part ⁴⁹The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفت:او...

یه تیکه کالباس انداختم جلوی گربه اومد بو کرد شروع کرد به گری...

پارت ۳(سرنوشت)منو بغل کرد برد داخل بهش گفتم ا/ت:هوی قول بیاب...

رمان تو خود منی

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 178♡⁠。⁠)⁩بغضم ص...

P¹³The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط