𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

سایـہ و وسوسـہ

𝐏𝐚𝐫𝐭 9

.. با فکر به اینکه چطور پیشنهادش رو مطرح کنه

.. یا چطور جمله هاش رو کامل کنه وارد خونه شد.

.. باز هم تردید و ترسی بهش وارد شد.

.. ولی نادیده اش گرفت
نگاهی به آدرسی که براش فرستاده شده بود انداخت ... پس جئون میخواست پیشنهادشو بشنوه

فکر میکنم همین که سین زدم برات کافی باشه زیر لب گفت و گوشی رو روی مبل پرت کرد

مل : دختر یکساعته صدات میکنم چرا جواب نمیدی؟

_ صدام کردی ؟ کی کجا؟

مل : از توی اشپزخونه ... گفتم شامتو بیارم؟ من گشنم بود خوردم
_ اها .. فعلا میل ندارم . هر وقت گشنم بشه خودم میخورم .

مل : باشه پس من میرم یخورده اتاق ها رو جارو بکشم هوم

_برو

... روی مبل دراز کش شد و به سقف بالای سرش زول زد .... حالا دیگه درصدی از پشیمونی رو توی خودش حس نمیکرد نگاهی به ساعت انداخت که نه و بیست دقیقه شب رو نشون .. میداد

فردا ساعته شش توی رد بار میبینمت " ... پیام جئون رو مدام تو ذهنش تکرار میکرد ... بعد از سالها برای چیزی هیجان داشت براش یک چالش بنظر میومد

، و اما اگر پس زده میشد

.. غرورش برای بار چندم میشکست ولی

این یک پیشنهاد بود و نباید صدرصد به جوابیک دلش میخواست ادل خوش میکرد

بلند شد و به سمت اتاقش رفت

خیلی وقت بود دست به اون قرصها نزده بود و به قولی ترکش کرده بود
اما حالا حس میکرد بهش نیاز داره

با تند کرد و به اتاقش رفت ، خدا رو شکر میکرد که مادرش توی اتاق نبود

جعبه کرم رنگی که پشت کمد قایم کردا بود رو بیرون آورد و درش .. رو باز کرد

با دیدن وسایلهای توش که یادآور بدبختی هاش بود سریع بسته

... قرص ها رو برداشت و درش رو بست

قرص رو در دستهاش فشرد و از آینه نگاهی به صورت همیشه بی .. روحش انداخت

بغض راه گلوش رو بسته بود و نگاه گذاری دیگری به قرص .. انداخت

قول داده بود مگه نه ؟

_.. من که دارم به خواسته ام میرسم .. ف... فعلا پای قولم وایسم

هوم !؟

نگاهش رو از اینه گرفت و به دستهاش داد و قرص رو از پنجره .. اتاقش پرت کرد

سمت تختش رفت و بدن کوفته اش رو رها کرد تا کمی ذهنش رو .. آزاد کنه

جونگکوک ویو

.... پیام رو ارسال کرد و قلپی از مشروبش زد

... در مورد پیشنهاد اون دختر کنجکاو بود

چه چیزی باعث شد اون دختر بخوا و ملاقاتش کنه و از غذا براش پیشنهاد داشته باشه؟

+دختر تو کاری میکنی تا بیشتر برای آوردنت زیر خودم وسوسه بشم

جک: از کی حرف میزنی؟ کدوم دختر

اووووو نکنه جئونمون عاشق شده؟

+چرت نگو ! چرا فکر کردی باید عاشق بشم؟ فقط دلم خواست زیر
.. خودم ببینمش مثل خیلیای دیگه

جک : حالا کی هست

+چند وقت پیش که با پارک معامله داشتم به میز قمار بود ... پارک وسوسم کرد انجامش بدم و .. گود... برنده شدم

جک : خب خب تا اینجا که چیز عجیبی ندیدم

+اونی که بهم باخت دوست پسره رفیق این دخترس

جک : بعدش

+بعدش نداره از جرعتش خوشم اومده بنظر دختره جالب و
پیچیده ای میاد

جک : حالا اسمش چیه

+فک کنم لیویا بود

جک : اوه لیویا.. خب خوشگله؟

+داری زیاده روی میکنی وقتی جواب چهارتا سوالتو میدم پررو نشو

جک : خیل خب بابا چرا دور برمیداری پسر خب پرسیدم دیگ

+فردا باهاش قرار دارم گفت برام پیشنهاد داره

جک : واوو پسر پیشنهاد حالا کجا قراد داری

+توی بار خودم ... رد بار

جک : پس خوش بگذره

روز بعد ؛ لیویا ویو

با انگیزه ای که خودشم نمیدونست از کجا اومده جلوی اینه ایستاد و از کرم ، رژ و ریمل مادرش برای کمی زیبا کردن صورتش استفاده

... کرد تا صورتش از حالت بی روح بودن در بیاد

نمیخواست جلوی جئون کم یا بد بنظر برسه

.... از داخل کمدش به لباسهایی که سراسر مشکی بودن خیره شد لباس رسمی زیادی نداشت پس یک کت بلند مشکی با یقه اسکی و ، شلوار پارچه ای انتخاب کرد

... لباسش رو به تن کرد و نگاه دیگه ای نسار خودش کرد

زیبا بنظر میرسید و جای حرف نداشت

.. کیف و گوشیش رو برداشت و از خونه بیرون زد

جای شکر باقی بود برای اینکه مادرش خونه نبود و جوابی برای پس دادن نداشت

از آدمهای اون کوچه بدش میومد چون همه شون به چشم بدی .. نگاهش میکردن

منظور از بد این نیست که به چشم هرزه نگاهش کنن .. نه انگاهای ترحم برانگیز اونها بد بود

شاید از نظر اونها مهربونی بود ولی این دختر از تمام این نگاه ها هر چند مهربونی متنفر بود

... بنظرش هیچ آدمی که مهربون باشه وجود نداشت

همه آدمها وقتی پای خودشون وسط باشه میتونن به هیولایی از جنس آتش باشن

خیالش red bar به لوکیشن گوشیش نگاه کرد و با دیدن تابلوی ... راحت شد و داخل شد

سر چرخوند و با دیدن اباهت نظیر نزدنی جونگکوک که پشت بهش نشسته بود و به منظره رو به روش یعنی رقص روی میله نگاه میکرد رفت
..
شرطا خوب رسید و منم ۳ پارت گذاشتم براتون
پارت بعد شرط نداره و به زودی میزارم
دیدگاه ها (۲۵)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 10(لطفا اگه یادتون ن...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 11اون زن نباید کمی ب...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 8بسرعت لباسش رو پوشی...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 7|فلش بک عمارت جئون ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 28پارک: باشه باشه تن...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 24 صدای جک از پایین ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 39جونگکوک کمی جلوتر ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 35 توی ماشین سکوتی ک...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 18زمانی که تمام وجود...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 37جونگکوک برگشت و با...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 31+بنظر میاد فقط بخش...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 22_مامان هر غلطی بخو...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 36جک به جونگکوک که ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط