کله پوک صورتی
کله پوک صورتی ✨️
پارت ۷۵ 《فصل سوم پارت ۱》
از زبان نویسنده:یک روز آفتابی دل انگیزه روزی جدید برای شروع و این شروع در مدرسه ی ادن هست
مدرسه ی ادن سال دوازدهمی ها:
انیا از اتوبوس بیاده میشه
میشینه رو نیمکت امروز تمرین نمایش و انتخاب نقش داشتند
بکی :سلام انیا جونم
انیا :سلام بکی جخبر
بکی :هیجی
انیا :جرا ناراحتی بکی؟؟؟
بکی :هه آقا کله دراز《ایون》 امروز ۱۷ باره که باهم کات کردیم
انیا :ها واسه ی جی؟؟
بکی :هه جون وقتی دیشب کیفم از دستم افتاد کیفم و از رو زمین برنداشت و به من نداد
انیا :ها ؟؟
بکی :خب اره دیگه تو تا به حال رابطه نداشتی بدونی من جی میگم
انیا :رابطه ؟
بکی :خوبه معنیشو میدونی باز میای میبرسی
ایون سریعا دست دامیانوو امیل و گرفته بود به سمت بکی دوید
ایون :عزیزم من و ببخش توکه میدونی من اوم بدیم هه شما دوتا هم بگین
امیل :آدم خوبیه
دامیان ،:تو قرار نیست به من دستور بدی گاو عباس آباد
ایون:جییییییی!!
بکی :بیخیال بابا زنگ اول از طرف معلم ادبیات نمایش داریم نمایش رومه و ژولیت یعنی اگه من بشم رومه و تو هم بشی ژولیت عمرا اگه بازی کنم بسره کله دراز 《ایون》
ایون:بکی جونمم
بکی :حالا که گفتی جونم باشه خیلی عوضی هستی
ایون :تو هم همینطور
بکی :جیییی دوباره کات میکنیم آشغال دراز
نکته:داستان رومه و ژولیت عاشقونه هست
ایون :وایی نه غلط کردم
دامیان :هی بریم الان نمایش شروع میشه بیا بریم ایون حرف زدن با اینا بی فایده .
بکی :هیییی حواست باشه جی جی میگه من نمیخواستم به لوید جونم خیانت کنم بیام با رفیق تو
دامیان :ساکن شو دیگه اع
نمایش :
معلم ادبیات :
خیله خب نفش رومه و ژولیت حالا که شما دوازدهم هستین میتونید این نمایش و برای استعداد یابی دولتی و غیر دولتی انجام بدین خب منمیخوام زوج هارو رومه و ژولیت کنم
خیله خب زوج اول امیل و کیتی شما نقش و با عهده میگیرین؟؟؟
کیتی :نه متشکریم من بخش نامه رومه او و نخوندم و امیل هم ژولیت و نخونده
معلم ادبیات :خیله خب اشکالی نداره میریم سراغ زوج های بعدی
بکی :خانم اجازه نمیشه حتما زوج باشن این قبول نیست شما میگین هم دولتیه هم غیر دولتی جرا نباید فرد هارو انتخاب کنید من اعتراض دارم
بوی توی ذهنش :خب جطوره انیا و داشم دامیان باهم برن کیس
نکته :،توی رومه او وژولیت کیس داره
معلم ،:خانم بلکبل آیا در این موضوع اعتراض دارین ؟؟
بکی :میتونم یه لحظه بیام بیشتون
معلم ادبیات :آره که میشه
بکیدم دز گوش معلم ادبیات گفت :اگه انیا و دامیان و باهم بگین قول میدم رایگان و مجانی شما رو به کنسرتم میبرم
معلم ادبیات :جدی و واقعانی ؟؟
بکی:آره
تمام اسن مکالمه در گ شی بود
معلم ادبیات :خیله خب بلکبل بشین سر جات اهم اهم خیله خب میخوام از فرد ها شروع کنم .
انیا توی ذهنش :شرط میبندم بکی برای من برنامه داره
معلم ادبیات :اهم اهم میخوام نقش و تعیین کنم انیا فورجر ...با
انیاتوی ذهنش :میدونستم
ای بکی کله خراب
معلم ادبیات :انیا فورجر با..دامیان دزموند
...................
ببخشید کم بود عسلیا توی عید هم معلم ها ما رو ول نمیکنن بقیه شو باز همین امروز میزارمم امیدوارم از این پارت اول فصل ۳ خوشتون اومده باشههه
پارت ۷۵ 《فصل سوم پارت ۱》
از زبان نویسنده:یک روز آفتابی دل انگیزه روزی جدید برای شروع و این شروع در مدرسه ی ادن هست
مدرسه ی ادن سال دوازدهمی ها:
انیا از اتوبوس بیاده میشه
میشینه رو نیمکت امروز تمرین نمایش و انتخاب نقش داشتند
بکی :سلام انیا جونم
انیا :سلام بکی جخبر
بکی :هیجی
انیا :جرا ناراحتی بکی؟؟؟
بکی :هه آقا کله دراز《ایون》 امروز ۱۷ باره که باهم کات کردیم
انیا :ها واسه ی جی؟؟
بکی :هه جون وقتی دیشب کیفم از دستم افتاد کیفم و از رو زمین برنداشت و به من نداد
انیا :ها ؟؟
بکی :خب اره دیگه تو تا به حال رابطه نداشتی بدونی من جی میگم
انیا :رابطه ؟
بکی :خوبه معنیشو میدونی باز میای میبرسی
ایون سریعا دست دامیانوو امیل و گرفته بود به سمت بکی دوید
ایون :عزیزم من و ببخش توکه میدونی من اوم بدیم هه شما دوتا هم بگین
امیل :آدم خوبیه
دامیان ،:تو قرار نیست به من دستور بدی گاو عباس آباد
ایون:جییییییی!!
بکی :بیخیال بابا زنگ اول از طرف معلم ادبیات نمایش داریم نمایش رومه و ژولیت یعنی اگه من بشم رومه و تو هم بشی ژولیت عمرا اگه بازی کنم بسره کله دراز 《ایون》
ایون:بکی جونمم
بکی :حالا که گفتی جونم باشه خیلی عوضی هستی
ایون :تو هم همینطور
بکی :جیییی دوباره کات میکنیم آشغال دراز
نکته:داستان رومه و ژولیت عاشقونه هست
ایون :وایی نه غلط کردم
دامیان :هی بریم الان نمایش شروع میشه بیا بریم ایون حرف زدن با اینا بی فایده .
بکی :هیییی حواست باشه جی جی میگه من نمیخواستم به لوید جونم خیانت کنم بیام با رفیق تو
دامیان :ساکن شو دیگه اع
نمایش :
معلم ادبیات :
خیله خب نفش رومه و ژولیت حالا که شما دوازدهم هستین میتونید این نمایش و برای استعداد یابی دولتی و غیر دولتی انجام بدین خب منمیخوام زوج هارو رومه و ژولیت کنم
خیله خب زوج اول امیل و کیتی شما نقش و با عهده میگیرین؟؟؟
کیتی :نه متشکریم من بخش نامه رومه او و نخوندم و امیل هم ژولیت و نخونده
معلم ادبیات :خیله خب اشکالی نداره میریم سراغ زوج های بعدی
بکی :خانم اجازه نمیشه حتما زوج باشن این قبول نیست شما میگین هم دولتیه هم غیر دولتی جرا نباید فرد هارو انتخاب کنید من اعتراض دارم
بوی توی ذهنش :خب جطوره انیا و داشم دامیان باهم برن کیس
نکته :،توی رومه او وژولیت کیس داره
معلم ،:خانم بلکبل آیا در این موضوع اعتراض دارین ؟؟
بکی :میتونم یه لحظه بیام بیشتون
معلم ادبیات :آره که میشه
بکیدم دز گوش معلم ادبیات گفت :اگه انیا و دامیان و باهم بگین قول میدم رایگان و مجانی شما رو به کنسرتم میبرم
معلم ادبیات :جدی و واقعانی ؟؟
بکی:آره
تمام اسن مکالمه در گ شی بود
معلم ادبیات :خیله خب بلکبل بشین سر جات اهم اهم خیله خب میخوام از فرد ها شروع کنم .
انیا توی ذهنش :شرط میبندم بکی برای من برنامه داره
معلم ادبیات :اهم اهم میخوام نقش و تعیین کنم انیا فورجر ...با
انیاتوی ذهنش :میدونستم
ای بکی کله خراب
معلم ادبیات :انیا فورجر با..دامیان دزموند
...................
ببخشید کم بود عسلیا توی عید هم معلم ها ما رو ول نمیکنن بقیه شو باز همین امروز میزارمم امیدوارم از این پارت اول فصل ۳ خوشتون اومده باشههه
- ۱۱.۸k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط