p

p47
و
صدای تیر کل محوطه دریا رو گرفت
ات روی دوزانوش فرود اومد و دستش رو گذاشت روی جای گلوله‌ای که بهش خورده
ات:اایییییی تو هققق هقق چرا اینکارو هههقق کردی
هیونجین:من نامزد مهنازم فکر کنم خودت بهتر بدونی
ات:چی
که صدای سابیده شدن لاستیک ماشین کوک و چهار بادیگاردش اومد
کوک با چشمای اشکی از ماشین سیاه رنگش پیاده شد و تو شک بود
کوک:ات(داد)
ات: اااا کوک نیاااا
هانجون: چه خوب توهم اومدی
هیونجین اسلحش رو سمت جونگکوک نشونه گرفت
همون لحظه هم بادیگارد های کوک تفنگ هاشون رو به سمت هیونجین گرفتن
کوک:اگه بلایی سر ات بیاد عمرا بزارم یه آب خوش از گلوی تو و زن بد تر از خودت بره پایین
هیونجین:مگه قراره تا اون موقع تو یکی زنده بمونی؟
هیونجین ماشه اسلحه رو کشید (صدای تفنگ)
ات:ک...وک
ولی اون کسی که اوفتاد زمین هیونجین بود(دیدین چجوری مختون رو کار گرفتم😂) خوشبختانه گلوله فقط به دست سمت راست جونگکوک خورده بود (خوشبختانه؟)
کوک به سمت ات حرکت کرد و کنارش نشست
کوک:ات عزیزم خوبی ببخشید بهت تحمت(نمیدونم درسته یا نه) زدم
ات از بازوی سمت چپ کوک گرفتتش
ات: حالت هههه خوبه اخخخخ تیر خوردی اونم به خاطر من
کوک:مهم نیست
کوک ات رو براید استایل بغل کرد و به سمت ماشین بردش اون رو روی صندلی عقب ماشین خوابوند و خودش پشت فرمون نشست
و حرکت کرد
دوتا ماشین بادیگارد های کوک برای محافظت جلو و یکی عقب ماشین کوک حرکت کرد
پرش به خونه
کوک ات رو بغل کرد ات که چشماش رو چند دقیقه ای بود که بسته بود و این کوک رو بیشتر نگران می‌کرد و اشک های بیشتری روی صورتش جاری میشدن
ات رو داخل خونه برد اجوما با نگرانی به سمت کوک اومد
اجوما:پسرم چی شده
کوک:اجوما حال ات بده تیر خورده سریع زنگ بزن به دکتر کیم خواهش میکنم
اجوما:باشه پسرم الان(نگران)
پرش به بعد از اینکه دکتر ات رو معاینه کرد
کوک ویو
دیدگاه ها (۰)

p48کوک ویو انقدر نگران ات بودم که درد تیری که به دستم خورده ...

پارت اخرکوک:ات قشنگم چشماتو باز کن ات منو ببخش من اشتباه کرد...

p46کوک:جینا رد این شماره رو بزن جینا:بله چشم اربابکوک: تا ن...

p45مهناز: هوی زنیکه فالگوش دم در وایساده بودی هااجوما: نه خا...

p16مویا . کوک تو اینجا چیکار میکنیکوک‌. داشتی چه غلطی میکردی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط