حرف هایی هست که نمی توانی با هیچکس بگویی

حرف هایی هست که نمی توانی با هیچکس بگویی
نام این احوال تنهایی ست
و تنهایی درد بی درمانی ست
که باید سرت را بگذاری سه کنج اتاقت
و فقط به حال خویش گریه کنی
دیدگاه ها (۱)

لحظه لحظه عاشقت میشم وقتی که تو باهامیبی تو من نفس نمیکشم وق...

هر شب تو یادتم تو میای خواب منسر می زاری باز روی شونه های من...

دنیا بانک است!▪️پولی که به بانک می‌دهی برای تو مسئولیت می‌آو...

همه دغدغه‌ها و ترسهای یه رابطه رو الن دوباتن مثل یه معجزه در...

🤍👇🏽✨️💖ساختنِ نسخه‌ی بهترِ خودت درد دارد؛اما ماندن در جایی که...

گاهی آن‌قدر به فاصله‌ات تا مقصد نگاه می‌کنی که فراموش می‌کنی...

قلمم دیگر توانی نداردزخم‌هاییست که برگه آنهاراپس میزند دردها...

خواستم برایش بنویسماز دوری و دلتنگیازاین همه نبودن‌هایشاز بل...

سناریو(درخواستی):وقتی باهاشون قهری و یه مهمونی دعوت شدید و ا...

در تنهایی بی انتها گرفتار شدم در این تنهایی بی اعتمادی سرگرد...

عشقِ دور یعنی هر شب با یه عکس حرف بزنی، به یه قاب خیره بشی، ...

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط