عاقا گفتم منم ی خاطره ع فوتبال ننم تعریف کنم

عاقا گفتم منم ی خاطره ع فوتبالُ ننم تعریف کنم😌😂
بازیِ استقلال و السد دورع برگشت بودُ منُ برادرم داشتیم بازیُ نگا میکردیم مامانمم ع تو آشپزخونه هر از گاهی بازیُ نگا میکرد...😐🚶🏻‍♀
حاجی السد ضد حمله ی نامحصوصی زد ک قلبم ع دهنم پاچید بیرون و چشامُ بستم و با گریع و ناله بلند ب خدا گفتم: اگ توپ گل نشه قولععع شرف میدم برم فلسطینُ آش نذری بدم و....
داشم ب حرفام توجهی نمیکردُ مامانم ی سری ع تاسف بعم نشون داد.. تو موقعیت تک ب تک بود ک یهو روزبه ی تکلع پشمممم سووووز زد و موقعیت گل نشد🤤💃🏻
ی جیغِ رنگین کمانی زدم و بلند شدم چن تا رقصع پا ترکی رفتم و هی قربون صدقع ی روزبه رفتم🤷🏻‍♀😐😂🤤!
بلند میگفتم: روووزبهههه اللهی پوشکع بچهاتو عوض کنمممم اللهی خیر از جوونی ببینی اللهی دس ب خاک بزنی طلا شع...🤤💙😂
خلاصع دیگ شورشو در آوردم و ع دهنم پرید: دوصت دارم عاشقتم یکی یدونع ی قلبممم..تو عشقع منی توشوهرع منیی🤤😭
ناگهان برادرم برگش سمتمو دستمو محکممممم پیچوند و ننم از آشپز خونه نمدونم با چ فنی کفگیرُ آتشینی کوبید تو ملاجم و خلاصع دعواشدو خوب نتونستم بازیُ ببینم😐💔🤞🏻😂!


نتیجه ی اخلاقی: بازیکنان رو ب هر علتی شوهرع خود خطاب نکنید😌😭😂😂💔!
دیدگاه ها (۱۱)

اینم خاطره یکی از دوستان😂😂آغا ما یه ننه داریم... هم فوتبالی ...

بدترین خبری که شنیدم 😑😑الان میخوام بشینم زار زار گریه کنم 😭😭...

#پارت 1 بعد از اون تماس از پله ها رفتم بالا و لباسامو عوض ڪر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط