مادری آمد و از ”کرب وبلا” رنگ پرید

مادری آمد و از ”کرب وبلا” رنگ پرید
روضه ای نو شد و دل، باز به دلدار رسید
”شب جمعه” شده و ”فاطمه” فریادکشید
جلوی چشم ترم، از پسرم سر مبرید
دیدگاه ها (۱)

شهید محمد رضا کشاورز فرمانده لانچر که در تاریخ 18 فروردین در...

🚩 محسن یادگاری مجری تجمع شب ۱۹۰ مردم مبعوث شده در حسینیه ایر...

پارت ۱۰ پدرم بود گلویم را صاف کردم و آیکون سبز رنگ را فشار د...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

RESPECT OR DIE : پارت دوم ...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

🌿 قسمت پنجم وقتی فاطمه ماند و بچه‌هایش...فاطمه هنوز جو...

#عشق_ممنوعه‌_شب پارت چهارم | گردنبند «بالاخره پیداش کردیم......

.. وقتِ خلوت با خدا.🤲🙏بسم‌الله الرحمن الرحیمخدایا...در این س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط