عطر تنت اینجا جا مانده,,روی لباسی که هر شب در اغوش میکشم.

عطر تنت اینجا جا مانده,,روی لباسی که هر شب در اغوش میکشم..عطر تنت که در لابلای ذهنم,جانم,روحم جا دارد..عطر تنت که تمام بود و نبود من است..عطری که خالص از عشق توست..عطری که من میگوید تو وجود منی..تو خالق منی..تو ریشه منی.
دیدگاه ها (۳)

من همه چیز اورا پذیرفته ام..همانگونه که او مرا در خود جا داد...

خودم رو به دستهای تو سپردم...همچون کودکی که دز پناه مادر آرو...

دلتنگم...دلتنگم..آنقدر عاشقت هستم,که وقتی هم کنار منی برایت ...

حرف هام رو جمع میکنم برات..درد دل هام یه عالمه میشه.دلتنگی ه...

آرزو حاجی خانی ، غزل مثنوی

تو را دوست دارم...آن‌قدر که اگر عشق را از فرهنگ لغت حذف کنند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط