part

part 78
سوزومه: سلام
مامان: خوش اومدی بیا تو
رفتیو داخل نشستیم
مامان: چیزی شده اومدید
سوزومه: بدون دردسر قبول میکنم ازدواج رو ولی یه شرت داره
مامان: میشنوم
سوزومه: شرکت امروز به نامم کن و دیگه هم خودم میخوام به شرکت برسم
مامان: چی. سوزی خودت میخوای اداره کنی. تو هنوز هیچ تجربه ای نداری
سوزومه: به دست کسی میسپارم که تجربه داشته باشه
مامان: نمیتونی دست هرکسی بسپاری هرکسی قابل اعتماد نیست
سوزومه: اینا به خودم مربوط
مامان: میخوای به چی برسی
سوزومه: خــــب زدی توی خار......دیگه نمیخوام ببینمت
مامان: چرا داری این کارارو میکنی من فقط خوشبختی تورو میخوام
سوزومه: به همین خواطر دیگت نمیخوام کسی خوشبختی منو بخواد
مامان: سوزی من مامانتم
سوزومه: اگه مامانم بودی نمیزاشتی این اتفاق برام بیوفته
مامان: این اتفاقا به نفع توعه
سوزومه: من خودم اونقدر عقل دارم که بدونم چی به نفعمه
پاشدمو از خونه زدم بیرون جنیور پشت سرم اومد
جنیور: سوزومه چرا اینجوری رفتار میکنی
سوزومه: بخواطر توعه...تو. تو باعثشی
جنیور: چه گناهی کردم اینجوری داری باهام رفتار میکنی
سوزومه: عشقت. عاشق یه نفر اشتباه شدی
جنیور: این تویی که داری اشتباه میکنی چرا نمیفهمی(داد)
سوزومه: سر من داد نزن
یه نفس عمیق کشید تا اروم شه
جنیور: ببخشید ببخشید دست خودم نبود عزیزم. بیا بریم خونه باشه؟
سوزومه: بریم
رفتیم خونه سری یه دوش گرفتمو اومدم بیرون بر حسب استایلی که گفته بود یه لباس برداشتمو پوشیدم موهامو حالت دادمو رفتم پایین جنیور رو کاناپه نشسته بود داشتم میرفتم سمت در که صداش در اومد
جنیور: کجا میری
سوزومه: شرکت
جنیور: خودم میرسونمت
سوزومه: نیاز نیست ری میبره
جنیور: اوکی شب کی میای
سوزومه: نمیدونم روز اولمه
دیدگاه ها (۱)

part 79جنیور: اگه دیر میای بگو خودم بیام دنبالت سوزومه: اَدا...

part 80سوزومه: رفت سر میزش و دوباره شروع کرد به کار کردن ساع...

part 77باهم رفتم مدرسه جنیور اومد پیشم جنیور: چرا بی خبر اوم...

part 76ری سوزومه رو خونش رسوندو رفت سوزومه هم رفت اتاقشو تا ...

پارت ۲۲:کسی که میخواهد فرمانده باشدسوزومه سر تکون داد : اره ...

پارت ۳۳:با تمام سرعتچیفویو با عجله بقیه یاگی سوبا رو مرتب کر...

Part=۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط