دیشب ساعت یک رفتم خونه کلیدو انداختم درو بازکنم دیدم در ب

دیشب ساعت یک رفتم خونه کلیدو انداختم درو بازکنم دیدم در باز نمیشه نگو که مامانم درو از پشت بسته که من نرم خونه
دیشب تا خود صبح و حتی همین الان دارم دنبال خانواده واقعیم میگردم
هرکی مثل منه لایک کنه و زودبیاد باهم بگردیم
دیدگاه ها (۲)

ملکه ی آدمیزاد وسه پادشاه خوناشام

ستاره دنباله دار پارت:۳۱

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:6کوک:این چرا بی نمکه هان...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

فیک تهیونگ

نام سناریو: از اجبار تا علاقه پارت: هشتمن که کلا توی شوک بود...

رمان : قلب در تاریکی

P⁷The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

#دوست_پسر_شیطون_من Part:5بعد چند ساعت ولم کرد و بغلم کرد و خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط