سینهای سوخته از داغ وصالت دارم

سینه‌ای سوخته از داغِ وصالت دارم
دیده‌ای نم‌زده از بارشِ گه‌گاه زِ غم
وَ تنی تب‌زده از آتش عشق
نفسی بغض زده
قامتی خم شده از بار غمت
وَ ملالی که به راهِ نفسم سد شده است
سن من کم، اما
قلبِ پیری دارم
همه‌یِ این اوصاف
حاصلم از عشق است...🌙
_________
جانان دل
در فکر توام ؛ فکر از این زیباتر ؟...❤️
دیدگاه ها (۹)

‏اگه بهت ساعتِ دارو و قرصاتو یادآوری میکنه‏اگه وسط روز پیام ...

فکر نمی کنم او هیچ وقت در مورد حقوقِ زنان چیزی خوانده باشد.#...

خُدا بَرایِ مَن قَلب تورا نِگه دارَد . !" تو تنها می‌توانی،آ...

...

𝖙𝖗𝖚𝖊²:«با شنیدن این حرف اخمی عمیق کرد و افضود» من نمیدونم او...

بابونه خونین پارت دو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط