آنقدر وسوسه دارم بنویسم که نگو....
آنقدر وسوسه دارم بنویسم که نگو....
تو کجایی پدرم؟.....
آنقدر حسرت دیدار تو دارم که نگو.....
بسکه دلتنگ توام، از سرشب تا حالا...
آنقدر بوسه به تصویر تو دادم که نگو....
جان من حرف بزن! امر بفرما پدرم!
آنقدر گوش به فرمان تو هستم که نگو..
کوچه پس کوچه این شهر پر از تنهاییست..
آنقدر بی تو در این شهر غریبم که نگو...
پدر ای یاد تو آرامش من....
امشب از کوچه دلتنگی من میگذری؟
جان من زود بیا بغلم کن پدرم...
آنقدر حسرت آغوش تو دارم که نگو...
تو کجایی پدرم؟.....
آنقدر حسرت دیدار تو دارم که نگو.....
بسکه دلتنگ توام، از سرشب تا حالا...
آنقدر بوسه به تصویر تو دادم که نگو....
جان من حرف بزن! امر بفرما پدرم!
آنقدر گوش به فرمان تو هستم که نگو..
کوچه پس کوچه این شهر پر از تنهاییست..
آنقدر بی تو در این شهر غریبم که نگو...
پدر ای یاد تو آرامش من....
امشب از کوچه دلتنگی من میگذری؟
جان من زود بیا بغلم کن پدرم...
آنقدر حسرت آغوش تو دارم که نگو...
- ۱۵.۴k
- ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط