گل من اخم نکن اخم تو پایان من است

گل من اخم نکن، اخم تـو پایان من است
غم تـو خاتمه ی چشمه ی باران من است
اوج دلتنگی من لحظهٔ بی هم نفسی ست
چشمهٔ عشقِ توچون شمعِ فروزانِ من است
گذرت نیست به این کوچه نمی دانم من
که چرا هجرِ تـو مجموعهٔ زندانِ من است
غـمِ دل خـوردن و از اشک حکایت کردن
سرنـوشتِ من و بارانِ زمستانِ من است
دیدگاه ها (۱۰۵)

من چه در وهم وجودم چه عدم، دل تنگماز عدم تا به وجود آمده ام،...

شب به شب در خواب می آیی و فردا نیستیروشنم کن عاقبت سهم منی ؟...

یک نفر هرشب درونم با تو دعوا می کند عقده ی دلتنگیِ بعد از تو...

سر شارم از آن لحظه که غمخوار تو هستماز عشق تو تب کردم و بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط