قرار بود اسمم

قرار بود اسمم

برای بچه های تو

پدر باشد

اسمت برای بچه های من ...
نشد

بچه های ما، ما را نمی شناسند

روزی پسرت از تو اسمم را می پرسد

روزی که با ترانه ای قدیمی

به نقطه ی دوری خیره می مانی

و من

از چشم هایت می چکم...
دیدگاه ها (۳)

جان جانانممی شود عشوه هایت را جمع کنمروی شالیزار بپاشممی شود...

آنقدزل زدم به زیبایی اتکه ذهنم ازآن پرشدهتومالک آن چشمهای آه...

قبلِ پاییز تو غایب بودی...بعدِ پاییز تو غایب بودیهمه جا کافه...

کمی دیـــــر متولـــــد شدمو تـــــو . . .سهـــــم دیگـــری ...

تنها تویی بهانه ی این حسّ جاری ام خرسند ازاین بهانه،از این ه...

تنها تویی بهانه ی این حسّ جاری ام خرسند ازاین بهانه،از این ه...

تنها تویی بهانه ی این حسّ جاری ام خرسند ازاین بهانه،از این ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط