غمگنانه ام تقديمتان:

غمگنانه ام تقديمتان:
با گردش نگاه تو مست مست شدم
در چنگ لحظه ها چه صمیمانه هست شدم
نيست مرا لحظه اي مجال انديشيدن
در بین پنجه های تو پیمانه پرست شدم
احساس زن به همين ماند و آه و درد
کز دست روزگار ،مردانه دل زدست شدم
با آن کلام عاشقانه،آن سلام دلبرانه
من غريب ،مهمان شامهای غریبانه ات شدم
بر اي دلخسته ً دستانت، دست من مرهمي
سر شانه هايت پر غرورست،شانه ات شدم
چوپان سر نوشت که زد نای عشق را
آه خدايا، من آن شنيدم كه دیوانه ات شدم
در نقش توخوابیدم بيمار و،بيدار شدم
با واژه های سرد گفتي برو بیگانه ات شدم
بهارك.
92/12/12
دیدگاه ها (۱۱)

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم)

پارت سوم_جایی میان ما تهیونگ تا صبح نتوانست بخوابد.حرف‌های م...

🖤 مافیای منقسمت دوازدهم | اولین نشانهات پشت سر جونگکوک ایستا...

.......//برده ی زیبا//.......

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ» پارت ۱ +سلام من ا.تم، ۱۹سالمه و دانش جوی رشته هنر...

خانوم مدیرعاملپارت ۱۴ | دعوت به فرانسهفردای آن روز، شرکت دوب...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟷 | اولین نتسئول، ساعت ۷:۱۵ صبح.صدای رفت‌وآمد ماش...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۳" در آغوش رویای آبی ات " ...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۴۶ صبح با صدای آرام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط