.
.
.
به یادت بودم و هستم، در این شبهای تنهایی
تو کردی عاشقم بانو، تو با آن چشم لیلایی
چه زیبا می شود دریا، درون چشم زیبایت
برای این دل خسته، خودت هم مثل دریایی
بخواب آسوده بانویم، در این شب ها تنهایی
سپردم باد صحراها، بخواند بر تو لالایی
همیشه آرزویم بود، به روی ساحل بوشهر
کنارت بر لب ساحل، بنوشم اندکی چایی
نهاده فاصله تشدید، به روی درد من بی تو
شده اندوه سختی که، من اینجا و تو آنجایی
محمد_صادق_رزمی
.
به یادت بودم و هستم، در این شبهای تنهایی
تو کردی عاشقم بانو، تو با آن چشم لیلایی
چه زیبا می شود دریا، درون چشم زیبایت
برای این دل خسته، خودت هم مثل دریایی
بخواب آسوده بانویم، در این شب ها تنهایی
سپردم باد صحراها، بخواند بر تو لالایی
همیشه آرزویم بود، به روی ساحل بوشهر
کنارت بر لب ساحل، بنوشم اندکی چایی
نهاده فاصله تشدید، به روی درد من بی تو
شده اندوه سختی که، من اینجا و تو آنجایی
محمد_صادق_رزمی
- ۸۳۴
- ۱۲ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط