زنگ زدم ب دوست دخترم تا بریم بیرون برا خرید

زنگ زدم ب دوست دخترم تا بریم بیرون برا خرید
یادم افتاد ک من دوست دختر ندارم..............
هیچی دیگ زنگ زدم لغوش کردم !!!!!!!!!
دیدگاه ها (۲)

تلاش میکنم برارروزی ک ب ارزوی ک از بچگی داشتم برسم تلاش میکن...

پآرت⁷یونگی اومد تو اشپزخونه*نواهم درحال شستن ظرف*یونگی: چی م...

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

Love youپارت پنجم-عامم اینجوری ک تو تعریف کردی حسودیم شد بهش...

Love you پارت سوم&عاها-هومم«سوجین تو دلش میگ باهات مهربون تر...

مخاطب؟...... نمیدونم شاید خودمم چون دیگ تغیر کردم دیگ احساسی...

یه فیلم تقطیع شدهاز خرازی سرجمع کردنک برداشته گفته بیحجابارو...

رمان اجبار تا عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط