.

.
به نام خدا
.
حکایت زیبا از دکتر کاتوزیان .(پدر علم حقوق ایران)
چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم :خروسی داشتید که صبح ها همه را از خواب بیدار میکرد چه کارش کردید ؟؟؟ گفت: سرش را بریدیم !
همسایه ها همه شاکی بودند و می گفتند:
خروس شما ما را صبح از خواب بیدار می کند... آنجا بود که فهمیدم هرکه مردم را از خواب بیدار کند سرش باید بریده شود !
دیدگاه ها (۷)

#حکایت_قدیمی در روزگاران قدیم دو همسایه بودند که مرتب با هم ...

p13صبح روز بعد، هنوز هوا تاریک بود.عمارت در سکوت فرو رفته بو...

✦ اولین گناه ✦فصل هفدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌آید---مهمان‌خانه...

مرد بی رحم

دریاچه خونینفصل اول _ پارت22یک ماه گذشته بود.سی روز از روزی ...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط