کـــــــاش بعد از همه دلقک بازیهایم

کـــــــاش بعد از همه دلقک بازیهایم

کسی می آمـــــــــــد

ماسک را از روی صورتم بر میداشت

و میگــــــفت

��حالا از دردهایت بــگو⇜من گوش میکنم ... #
دیدگاه ها (۱)

در زدی پدر ولی، پشت در کسی نبودکاش دست نرم باد در به روت می ...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وپنجم: صبحِ تازه---صبح.نور. از پنجره. ر...

فکر می‌کنم زندگیِ همه‌ی ما، یک جایی پر شده از «ای #کاش»هایی ...

the hardeat way ۹

رمان آرام باش

نه دستم به بودنت می رسد و نه توان فراموش کردنت را دارم از یا...

همه‌چیز با یک جمله شروع می‌شود: «انتخاب خودمه!»اما انتخاب‌ها...

رمان عشق ممنوع

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط