//W̸i̸t̸h̸o̸u̸t̸ y̸o̸u̸

//W̸i̸t̸h̸o̸u̸t̸ y̸o̸u̸

یوری - صبح ساعت 7 ازخواب بلند شدم .
رفتم سمت دست شویی صورتم و شستم و مسواک زدم .
یونیفورم ام رو پوشیدم و سوار ماشین سولی (خواهر بزرگ یوری) شدم.
سولی - امروز روز اول دبیرستانه خوش حالی ؟!
یوری - وایی اره سولی دارم از ذوق میمیرم ( با لحن بچگونه).
سولی - لبخند زدو حرکت کردیم.
رفتیم سمت مدرسه سر راه یه بابلتی خریدم و خوردم.
بالاخره رسیدیم مدرسه .
یوری - روز اول دبیرستان چه روز گندی.
داشتم زیر لب قر قر میکردم که دیدم سنا داره میدوئه سمتم ...

خب خب خب ! اینم از پارت یک لایک فراموش نشه:))🪐

♡ ㅤ  ❍ㅤ    ⎙ㅤ     ⌲
فراموش نڪن ڪه لبخند بزنی..!!
دیدگاه ها (۰)

//W̸i̸t̸h̸o̸u̸t̸ y̸o̸u̸سنا - توی حیاط دنبال یوری و یونا می‌گ...

W̸i̸t̸h̸o̸u̸t̸ y̸o̸u̸____________________________________تهی...

بدون تو//یوری= دختر نقش اصلی سنا = دوست صمیمی یونا و یورییون...

این آهنگ>>>♡ ㅤ  ❍ㅤ    ⎙ㅤ     ⌲ فراموش نڪن ڪه لبخند بز...

پارت 148

his favorite strawberry

پارت ۳۴بالاخره، شرکت پدسگ ۳ پلمپ شد و پلیس به جرم جعل قتل اق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط