بغل واکن برای من

بغل واکن برای من

که در گرمای آغوشت

شوم از غصه ام غافل

ببویم گونه هایت را

ببوسم روی ماهت را

شوم لبریز از مستی

میان باغ آغوشت

برقصم همچو پروانه

وتو مانند الماسی

برایم قیمتی داری

که بی حد است و اندازه.
دیدگاه ها (۱)

لحظه خداحافظی به سینه ام فشردمتاشک چشمـام جاری شد،دست خدا سپ...

نازنـیـن! چشم تـمـنـای مرا یادت هست؟روز تشییع دلم'' حال وهوا...

و همان طور که دردم به خودم مربوط است،شیطنت های دلم هم به خود...

ناز چشمان تو و امروز و فردا کردنت می‌کشد آخر مرا این پا و آن...

رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست!می نشینم توی تاریکی، باز با ...

مثلاً خانمِ خانه ات شده باشم و مثلاً تو مردِ زندگی ام باشی !...

خاطرت خیلی عزیز است دیوانه جان🌸💞🌸و من برای دوست داشتنت مگر م...

خاطرت خیلی عزیز است دیوانه جان🌸💞🌸و من برای دوست داشتنت مگر م...

😍😌 مثلاً خانمِ خانه ات شده باشم و مثلاً تو مردِ زندگی ام باش...

سلام آقا جان! باز هم جمعه رنگ خون شد و من، هنوز چشم انتظار...

خاطرت خیلی عزیز است دیوانه جان🌸💞🌸و من برای دوست داشتنت مگر م...

پارت ۵

خاطرت خیلی عزیز است دیوانه جان🌸💞🌸و من برای دوست داشتنت مگر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط