دوست داشتنت

دوست داشتنت
از من بر نمی آمد هرگز !
اما
تو آنقدر آرام بخشی
که حتی
اگر هیتلر به جای من بود
عاشق چشمانت می شد
و بعد از هر جنایت
به آغوشت بر می گشت!
شاید هم، تمام شاعران کشورت را
یکجا می سوزاند
تا مبادا
از تو بنویسند ...
دیدگاه ها (۳)

می آیم، خیره می شوم در چشم هایت و آنقدر شیرین زبانی می کنم ت...

حسـود نیستمفقط ..از تمام ِ آدمهایی که نگاهت می‌کنند ،با تو ح...

طبق قانون وفاداری به پایت سوختم...طبق بند آخرش رفتی سراغ دیگ...

آدم ها از هم یاد می گیرن، همه چی رو، عشق خیانت، دروغ، وفادار...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط