تب می تند به تنم

تب می تند به تنم

من پیله می شوم

که بال در بیاورم

دارم قفس می شوم پروانگی ام را
دستم را نگیر

من جهنمم

و تبم هزار درجه بالای خداست

من کفر هزیان می کنم

وخدا

تند تند

لیست می گیرد از گنا هان کبیره ام

دارد آتشفشانی از درونم سر باز می کند

من می سوزم

من به پروانه شدن نمی رسم یاران

برایم گوری میان برف ها بکنید.
دیدگاه ها (۳)

چشمانت را که ببندیدیگر فرقی نمی کند چه چیز را باخته ای :تکه...

دارد عادتم می شودکه با دلهره تو را ببوسم،مثل گنجشک ها که هرگ...

بــغــض هــا را گـــاهـــی بـــایـــد قــــورت دادعـــاشـــق...

سکـــوت کـــنبگـــذار بــــغـــض هــایــت ســــربســـته بمــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط