بدون نمیشه زندگی کرد

بدون نمیشه زندگی کرد
برای باید که بندگی کرد
بقیه اشم بلد نیستم خخخخخخخخ
دیدگاه ها (۳)

بچه ها لیوان چایی ولو شد روتبلت شهرام بفهمه پوست کلمو میکنه ...

غروبا که میشه روشن چراغها دریم رام دام دریم رام دام ریم دام ...

پایئز نزدیکه بخاطر همین دلت میلرزه نترس هنوز برای افتادن زود...

من نگفتما این میگه خوب راستم میگه بنده خدا

راستش من، از اینجا به بعد زندگی رو بلد نیستم...

Forced marriagePart3قضیه برای مادر و پدرم تعریف کردم ب،ج:نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط