هم نفس با خنده ات، حالی به حالی می شوم

هم نفس با خنده ات، حالی به حالی می شوم
عاشق ابروی یک ماهِ خیالی می شوم

طعم آغوش تو را در ابرها حس می کنم
بی تو گاهی هم نفس با خشکسالی می شوم

توی دستان تو هر شب، با ردیف تشنگی
مست موج آرزوهای محالی می شوم

من جنوب کشور چشمان تو هستم، ولی
با تو باشم، جنگل سبز شمالی می شوم

من خودم حس می کنم یک روز هم باشد عزیز!
بی تو قربانیِ دستِ سیبِ کالی می شوم

روی موج گردنت، وقتی نفس گُل می کند
تازه من مجذوب زیباییِ خالی می شود...
دیدگاه ها (۲)

من چشمهایـــم را بستم و تو قایــم شدی ...من هنـــوز روزها را...

دل بده تا به لبت طعم غزل بنشانمدلم ارزانی تو کاش برآری جان...

گفتی که درمــانت دهمبرهـــــجرپـایـانت دهمگفتم کجا،کی خواهدا...

انسانها،تو یک ثانیه قلبشون میشکنه.تو یک ثانیه، قلبدیگران رو ...

dark life = 9

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط