گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز
گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
گفتا که شب‌رو است او، از راه دیگر آید
گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد
گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید
دیدگاه ها (۵)

یک آدم باهوش میخواد که بگه ﺍﺷﺘﺒﺎه این سوره ﮐﺠﺎﺳﺖ؟ﺑﺴﻢ ﺍﻟﻠﻪ ﺍ...

جوانمرد جوانمردی ازبیابانی می گذشت. از مسافتی دور آدمی ...

گریه را به مستی بهانه کردم شکوِه‌ها ز دست زمانه کردم آستین چ...

تار چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود چون تو در کس ننگری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط