ماهتیره

ماه_تیره🌑
Part: 91
+اسـ/کل شدی؟

خندید و چیزی نگفت
کم کم متوجه شدم بین دیوار گیرم انداخته

دسـ/تامو به دیوار سنجاق کرد
و فاصله بین بد/n مونو بست
نفساش خیلی گرم بود با چشمای مشکیش بهم زل زده بود

نمیفهمیدم چکار کنم
اما از طرف دیگه ای دلم میخواست انجامش بده
تار مویی که توی صورتم تاب میخورد رو کنار گوشم زد

بعد دوباره به گـ/rد/نم نزدیک شد

توی گوشم زمزمه میکرد
صداش کاملا خمار بود
چیزی نمیگفتم

جیغ نمیزدم حتی کاری برای فرار کردنم نمیکردم

انگار طلسم شده بودم

_تادست بخوره بهت کبود میشی بچه پس شبو چکار میکنی؟

یه دفعه ب خودم اومدم و تازه فهمیدم چه غلطی میکنم و چی میخوام

+عوا خاک عالمم مرتیکه اشغال....

با توان توانم دستمو بیرون کشیدم و....


༺༈༺༼༻༻★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭٭★༺༈ད༻
دیدگاه ها (۰)

ماه_تیره🌑Part: 92یعنی خودش اجازه داد دستمو بیرون بکشمچون وقت...

ماه_تیره🌑Part: 93چشماش سبز بود~"Hi Madam Can I get in? "ترجم...

سلام عشقاا مالک تهکوک بازم با انرژی زیاد میخواد رمان رو ادام...

💜💜💜عشق فقط بی تی اس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط