به زمان خندیدم

به زمان خندیدم
و زمان هم خندید
نارفیق از پس خنده من
کاری کرد
سالیانیست که می بارد غم
و من از خنده ی خود واماندم
به زمان میگویم
عفو کن ، جان مرا
که من اکنون نتوانم که به رویت خندم !
باز می خندد و با حجم سنگین عقربه ها می گوید
من دلم شفاف است که تو جان می گیری
یک عمر نالیدم و از ناله ی من می خندد

/ سعید
دیدگاه ها (۴)

ای زمان ساده بگذر سادگی بر دل ماست چون دل ما ساده بگذر از ای...

میخواستم طلسم هارو بشکنم ازمزدوراسارت ؛ دور شوم اما نشدمیخوا...

/ سعید

/ سعید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط