عشقم به تو پارت
عشقم به تو پارت ۳
دامیان رفت پرچم رو بیاره
پیش آلما گروهش
آلما: این رودخونه که تمون شد اون بالا هم که یه آبشاره یعنی باید از کوه بریم بالا؟؟؟
دمیت: حتما دیگهه
نیلانا : الان حق دارم غر بزنم؟
آلما و دمیت : نهههه
آلما : خب چاره ای نداریم باید بریم بالا
نیلانا: چیییییی
آلما : چیزی نیست با دوتا پرش میرسیم
نیلانا و دمیت: چییییییییی
آلما با یه پرش بلند رسید وسط کوه دستش رو گرفت به یه سنگ و پاش هم گذاشته بود روی یه سنگی که وسط کوه بود با یه پرش دیگه رسید به بالای کوه نیلانا و دمیت هم داشتن مثل لوید تو قسمت ۱۱ فصل ۲ نگاش می کردن
آلما : چیزی نیست شما هم بیاید دیگه
نیلانا و دمیت : چییییییی
آلما: اینا هم تا یه چی میشه میگن چییییییی ،بیان دیگه
نیلانا: دمیتروس تو برو اگر زنده موندی بگو منم بیام
دمیت: باش
دمیت در عرض ۱۵ دقیقه رسید به بالای کوه
آلما: چقدر لفتش میدی د بیا دیگه
دمیت تازه رسید بالای کوه
دمیت: نیلانا من زندم پس تو هم بیا
نیلانا: چییییییی من می ترسمممم
آلما : بیا این هم باز گفت چییییییی ، خودم میارمت بالا
نیلانا: هاااااا
آلما : چه عجب نگفتی چییییییی
آلما نیلانا رو مثل گونی بلند کرد و با همون دو پرش رسید بالا
آلما: خب اگر باز نمیگین چییییییی بیاین بریم
خب اونا رفتن سمت اونجایی که باید پرچم رو بذارن
پیش آنیا و بکی
بکی : این دامیان کجا رفت ، الان می بازیم
آنیا: ععععععع اومد بالاخره
دامیان : اوردمش
آنیا : خب اگر چیزی جا نذاشتین بیان بریم
آنیا گروهش از جنگل رد شدن و رسیدن به کوه
برای آنیا و گروهش کوه یه مسیری داشت که راحت میشد از رد بشن و نیاز نبود از کوه برن بالا ولی یکم شیب داشت
رسیدن بالای کوه
آنیا: آنیا خسته شدهههههه داره میمیره
دامیان: هی کله صورتی بیا یکم آب بخور
آنیا: ممنون ولی آنیا کله صورتی نیستتتت
دامیان: عععععع پس موهات چه رنگیع؟
بکی: بس کنید بیان بریم مطمئنم الان نیلانا و بقیه رسیدن مگه ستاره رو نمی خواین
آنیا: باش
شروع کردن رفتن سمت اونجایی که باید پرچم رو بذارن و دامیان زل زده بود به آنیا
دامیان(چرا وقتی این صورتی پیشمه قلبم می خواد از جاش در بیاد ....نکنه من عاشقش شدم .....نه نه اصلا من از چی این صورتی خوشم بیاد که بخوام عاشقش بشم)
پارتا رو جا به جا گذاشتم🫠
دامیان رفت پرچم رو بیاره
پیش آلما گروهش
آلما: این رودخونه که تمون شد اون بالا هم که یه آبشاره یعنی باید از کوه بریم بالا؟؟؟
دمیت: حتما دیگهه
نیلانا : الان حق دارم غر بزنم؟
آلما و دمیت : نهههه
آلما : خب چاره ای نداریم باید بریم بالا
نیلانا: چیییییی
آلما : چیزی نیست با دوتا پرش میرسیم
نیلانا و دمیت: چییییییییی
آلما با یه پرش بلند رسید وسط کوه دستش رو گرفت به یه سنگ و پاش هم گذاشته بود روی یه سنگی که وسط کوه بود با یه پرش دیگه رسید به بالای کوه نیلانا و دمیت هم داشتن مثل لوید تو قسمت ۱۱ فصل ۲ نگاش می کردن
آلما : چیزی نیست شما هم بیاید دیگه
نیلانا و دمیت : چییییییی
آلما: اینا هم تا یه چی میشه میگن چییییییی ،بیان دیگه
نیلانا: دمیتروس تو برو اگر زنده موندی بگو منم بیام
دمیت: باش
دمیت در عرض ۱۵ دقیقه رسید به بالای کوه
آلما: چقدر لفتش میدی د بیا دیگه
دمیت تازه رسید بالای کوه
دمیت: نیلانا من زندم پس تو هم بیا
نیلانا: چییییییی من می ترسمممم
آلما : بیا این هم باز گفت چییییییی ، خودم میارمت بالا
نیلانا: هاااااا
آلما : چه عجب نگفتی چییییییی
آلما نیلانا رو مثل گونی بلند کرد و با همون دو پرش رسید بالا
آلما: خب اگر باز نمیگین چییییییی بیاین بریم
خب اونا رفتن سمت اونجایی که باید پرچم رو بذارن
پیش آنیا و بکی
بکی : این دامیان کجا رفت ، الان می بازیم
آنیا: ععععععع اومد بالاخره
دامیان : اوردمش
آنیا : خب اگر چیزی جا نذاشتین بیان بریم
آنیا گروهش از جنگل رد شدن و رسیدن به کوه
برای آنیا و گروهش کوه یه مسیری داشت که راحت میشد از رد بشن و نیاز نبود از کوه برن بالا ولی یکم شیب داشت
رسیدن بالای کوه
آنیا: آنیا خسته شدهههههه داره میمیره
دامیان: هی کله صورتی بیا یکم آب بخور
آنیا: ممنون ولی آنیا کله صورتی نیستتتت
دامیان: عععععع پس موهات چه رنگیع؟
بکی: بس کنید بیان بریم مطمئنم الان نیلانا و بقیه رسیدن مگه ستاره رو نمی خواین
آنیا: باش
شروع کردن رفتن سمت اونجایی که باید پرچم رو بذارن و دامیان زل زده بود به آنیا
دامیان(چرا وقتی این صورتی پیشمه قلبم می خواد از جاش در بیاد ....نکنه من عاشقش شدم .....نه نه اصلا من از چی این صورتی خوشم بیاد که بخوام عاشقش بشم)
پارتا رو جا به جا گذاشتم🫠
- ۲.۸k
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط