آغوش من فقط اندازه ی تو جا دارد و بس

آغوش من فقط اندازه ی تو جا دارد و بس

دوست داشتنت در تک تک رگ های بدنم مثل خون جاریست

خواستنت همه پوست و استخوانم شده

من بلد نیستم دوستت نداشته باشم

بلد نیستم حرف دلم را بهت نگم

حتی بلد نیستم نخندم وقتی باهاتم

حتی بلد نیستم دیونه ت نشم وقتی با چشمات دلبری میکنی

من هیچ کاری بلد نیستم

جز دوست داشتن تو
دیدگاه ها (۲)

ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻧﯿـــﺎ ...ﻓﻘﻂ ﺁﻥ ﺩﺍﯾـــﺮﻩ ﯼ ﻣﺸﮑﮯ ﭼﺸﻤـــﺎﻥ ﺗـــﻮ ...

چ حال خوبی بم میدی وقتی کنارم هستی...وقتی جز تو کسی در یاد و...

درون سینه ام صد آرزو مردگل صد آرزو نشکفته پژمرددلم بی روی او...

مادر قسم بجان عزیز ات که هیج گاهیاد شکوه مند تو از دل نمی رو...

گاهی ادمـ میمونه با تمامـ زخمـ هابا تمومـ ناتوانی هایش توی ب...

اهم، شب شد و من دوباره دیوانه شدم. متنی برای قند عسلم نوشتم😀...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط