عشق یک طرفه

عشق یک طرفه
پارت ۶💗
از آشنایی کایان و سویون حدودا ۲ ماه میگذره سویون کم کم به کایان وابسته میشه و ازش توی هر ایرادی که داره سوال میپرسه
نه چون کایان میدونه
چون کایان تنها کسیه که سویون رو میفهمه
ویو کایان:
امشب تصمیم گرفتم سویون رو دعوت کنم به خونم پس رفتم سمت اتاق تمرینش در زدم
تق تق
صدای سویون از توی اتاق بلند شد
بفرمایید
رفتم داخل
ویو سویون
داشتم توی اتاقم تمرین میکردم که صدای در اومد
گفتم:بفرمایید
کایان اومد داخل
کایان گفت:
کایان:سویون امشب وقتت آزاده؟
سویون پرسید:چطور؟
کایان گفت:میخواستم دعوتت کنم بیای خونه من
سویون یکم جا خورد اولین بار بود که خونه یه مرد دعوت میشد
با یکم تردید گفت:
سویون:عااا باشه میبینمت
کایان خوشحال شد و قبل از رفتن سویون رو بغل کرد
سویون خوشحال بود چون واقعا حس دیده شدن داشت
ولی
ته دلش هنوزم یه چیزی درست نبود
نمیشد از رفتار های قبلی کایان چشم پوشی کرد
اینکه توی ملاقات اول و دومشون انقدر سوالات خصوصی می‌پرسید یکم سویون رو میترسوند
ولی خب
هرچی بود بهتر از اون جونگکوک سرد برای سویون
البته تا وقتی این خوشی ادامه پیدا میکرد که سویون اون روی واقعی کایان رو ندیده بود

لیلیلیلیلیلیلی
حمایت کنید قشنگام
پارت کوتاه بود میدونم ۳ تا پارت دیگه هم امروز مینویسم🌷
دیدگاه ها (۰)

عشق یک طرفهپارت ۷💗پرش زمانی به شب خونه کایانویو نویسندهسویون...

عشق یک طرفه پارت ۸💗ویو سویون:از اون روز چند رور میگذرهسعی کر...

عشق یک طرفه پارت ۵💗چند روزی از ملاقات کایان با سویون گذشته ت...

عشق یک طرفهپارت ۴💗امروز هم مثل روز های دیگه گذشت سویون سخت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط