اللهم اغفر لنا
اللهم اغفر لنا ...
پروردگارا ! احساس غربت و تنهایی می کنم.
احساس از دست رفتن عزیزی را دارم که بی مانند است.
درها دارند بسته میشوند و من پشت در مانده ام.
و زمان انگار این دقایق پایانی را می دود...
و دلم می خواهد فریاد بزنم ...صبر کن ...صبر...
من جا مانده ام ....
هر چه دویده ام گویا نرسیدم...
یک ماه مهمانی و آیا تو با دست خالی ردم می کنی !!!
این شمارش معکوس ماه رحمت است و چیزی تا سوت پایان نمانده...
و باز مثل همیشه و همیشه تو تنها امید منی !!!
هیچ ندارم. نه عذری ! نه بهانه ای ! نه توشه ای !
و فقط امیدوارم.
یا اله العالمین...
پروردگارا ! رحمی ... نظری..
یا الرحم الراحمین...
پروردگارا ! احساس غربت و تنهایی می کنم.
احساس از دست رفتن عزیزی را دارم که بی مانند است.
درها دارند بسته میشوند و من پشت در مانده ام.
و زمان انگار این دقایق پایانی را می دود...
و دلم می خواهد فریاد بزنم ...صبر کن ...صبر...
من جا مانده ام ....
هر چه دویده ام گویا نرسیدم...
یک ماه مهمانی و آیا تو با دست خالی ردم می کنی !!!
این شمارش معکوس ماه رحمت است و چیزی تا سوت پایان نمانده...
و باز مثل همیشه و همیشه تو تنها امید منی !!!
هیچ ندارم. نه عذری ! نه بهانه ای ! نه توشه ای !
و فقط امیدوارم.
یا اله العالمین...
پروردگارا ! رحمی ... نظری..
یا الرحم الراحمین...
- ۵۳۸
- ۲۰ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط