به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسید

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟
روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند.
من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ‌تر است.
روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر می‌دارد...!
شما می‌خواهید تخت‌تان کنار پنجره باشد یا ...؟!
دیدگاه ها (۱)

گذشته ي من گذشت... حتي مي توانم بگويم درگذشت!!! ...

خار خندید و به گل گفت سلامو جوابی نشنیدخار رنجید ولی هیچ نگف...

ﺩَﺳﺘـَﺖ ﺭﺁ ﺑﯿـــﺎﻭَﺭ .... ﻣَﺮﺩﺍﻧـﻪ ﻭ ﺯَﻧﺎﻧـﻪ ﺍَﺵ ﺭﺁ...

...........................................................

بررسی شعر «مریض تخت آخری» از (کاظم بهمنی) از قطعه «مریض تخت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط