شعر، تنهاتویی وهر چه جزآن هست خطا

شعر، تنهاتویی وهر چه جزآن هست خطا
بت من، جلوه عشق، نور خدا هست تو را

گفتن از کعبه و سجاده دگر چیست عزیز
چون نباشی شده بر پا قیامت به خدا

دین من هست دو چشم تو ازل تا به ابد
بگذارید همه بازبگویند به من، رفته خطا

عاشق مهرم و با آتش عشق گرم شدم
حکمت این بود که از هجر بسوزم به‌جفا

بگذارید چو وامق ، بنویسم یک بیت
که تو عذرای منی، بنده شوم عشق تو را

غزلی مست بخوانم که خدایم تو شوی
بیت بیتش همه با نام تو باشد به وفا
(ندا)
@RomanticPoem
دیدگاه ها (۴)

...به ناز و ادای تو ، به دلبریت نگاه کنم ‌به‌چشم‌ مست...

...امشب از شور تو در عشق فدا خواهم شددر سکوت از تب این هجر ف...

از همان اشعار حاشیهدختری زیبا بود اسیر پدری عیاش، که درآمدش ...

شب است و ماه می رقصد ستاره نقره می پاشدنسیم پونه و عطر شقایق...

به نام خدا سلام بسم رب العشق، رب العالمین عشق مولایم، امیر...

عیدی عالی تبار

یک بحر طویل زیبادر آن صحن قدیمی حرم، روبروی پنجره فولاد یکی ...

در آن صحن قدیمی حرم، روبروی پنجره فولاد یکی جامعه می خواند ی...

یک بحر طویل زیبادر آن صحن قدیمی حرم، روبروی پنجره فولاد یکی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط