نو بهار است و من از دوری تو دل ریشم

نو بهار است و من از دوری تو دل ریشم
شب پر از دلهره و روز پر از تشویشم

همه ی شهر به فکر ِشب ِعیدند ولی
من ِسرگشته کماکان به تو می اندیشم

سال ِنو آمده و جامه ی نو بر تن ِخلق
رخت ِنو بی تو نیاید به تن ِدرویشم

شب ِعیش است و شب ِنوش، همه سرمستند
شد عزا عیش ِمن و نوش، مرا شد نیشم

نوبهار آمد و در بند ِزمستانم من
بی تو با سردترین روز ِزمستان خویشم

مثل ِپروانه ی عاشق که نشیند بر گل
نو بهار است بیا و بنشین در پیشم...
دیدگاه ها (۳)

شمع باشی یا نباشی من همان پروانه امتو سر عقل آمدی من همچنان ...

بــسم الله الرحـــمن الرحیــــم‌السلام علیکِ یا زوجة وصی رسو...

من مانده ام این چشم چرا این همه کال است چشمان تو آرامش دریای...

الان کجاست ایران

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

نو بهار است و من از دوری تو دل ریشمشب پر از دلهره و روز پر ا...

نو بهار است و من از دوری تو دل ریشمشب پر از دلهره و روز پر ا...

نو بهار است و من از دوری تو دل ریشمشب پر از دلهره و روز پر ا...

همه ی شهر به فکر ِشب ِعیدند ولیمن ِسرگشته کماکان به تو می ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط