رمان نوری در درون تاریکی
رمان (نوری در درون تاریکی)
پارت۳
*باکوگو به صورت ایزوکو نگاه میکنه،اروم خودش رو میرسونه به صورت ایزوکو،اروم
ایزوکو رو میبوسه و میمکه،ایزوکو مقاومتی نمیکنه و بوسه رو عمیق تر میکنه،
و چند دقیقه میگذره و ایزوکو اروم خودش رو میکشونه عقب*
ایزوکو: ه..هی کاچان ی سوپرایز دارمم !
*باکوگو دستش رو میزازه رو موهاش و نوازشش میکنه،اروم میخنده*
باکوگو: خب..بگو ببینم خرگوش کوچولو
*ایزوکو دستش رو اروم میبره سمت جیبش و گوشیش رو میاره بیرون گوشیش رو روشن میکنه و یه عکس نشون باکوگو میده*
ایزوکو: ببین کاچانن من این خونه رو برای خودمون دوتا گرفتمم،ولی اصلا نگران پولش نباش،و..ولی ببینن خیلی قشنگهه دوتا اتاق داره دو تا اشپز خونه هم دارههه باحال نیستتت
باکوگو: اما ایزوکو چرا دو تا اتاق داره..؟
ایزوکو: عام..نمیدونم شاید بعدا بهدرد خورد
ادامش پارت بعدد🥀
فردا میزارم دیههه😻💔
پارت۳
*باکوگو به صورت ایزوکو نگاه میکنه،اروم خودش رو میرسونه به صورت ایزوکو،اروم
ایزوکو رو میبوسه و میمکه،ایزوکو مقاومتی نمیکنه و بوسه رو عمیق تر میکنه،
و چند دقیقه میگذره و ایزوکو اروم خودش رو میکشونه عقب*
ایزوکو: ه..هی کاچان ی سوپرایز دارمم !
*باکوگو دستش رو میزازه رو موهاش و نوازشش میکنه،اروم میخنده*
باکوگو: خب..بگو ببینم خرگوش کوچولو
*ایزوکو دستش رو اروم میبره سمت جیبش و گوشیش رو میاره بیرون گوشیش رو روشن میکنه و یه عکس نشون باکوگو میده*
ایزوکو: ببین کاچانن من این خونه رو برای خودمون دوتا گرفتمم،ولی اصلا نگران پولش نباش،و..ولی ببینن خیلی قشنگهه دوتا اتاق داره دو تا اشپز خونه هم دارههه باحال نیستتت
باکوگو: اما ایزوکو چرا دو تا اتاق داره..؟
ایزوکو: عام..نمیدونم شاید بعدا بهدرد خورد
ادامش پارت بعدد🥀
فردا میزارم دیههه😻💔
- ۳۱۰
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط