دید مجنون را یکی صحرانورد
دید مجنون را یکی صحرانورد
در میان بادیه بنشسته فرد
کرده صفحه ریگ و انگشتان قلم
می زند با اشک خونین این رقم
گفت ای مجنون شیدا چیست این؟
می نویسی نامه؟بهر کیست این؟
گفت مشق نام لیلی می کنم
خاطر خود را تسلی می کنم
چون میسر نیست گیرم کام او
عشقبازی می کنم با نام او
در میان بادیه بنشسته فرد
کرده صفحه ریگ و انگشتان قلم
می زند با اشک خونین این رقم
گفت ای مجنون شیدا چیست این؟
می نویسی نامه؟بهر کیست این؟
گفت مشق نام لیلی می کنم
خاطر خود را تسلی می کنم
چون میسر نیست گیرم کام او
عشقبازی می کنم با نام او
- ۱.۵k
- ۱۳ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط