چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیایی

چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیایی

چه غریبانه غریبانه نوشتم کـه کـجـایی

چه صمیمانه نوشتم که تویی ذوق زبـانم

و تو انگار نه انگار که هم صحبت مایـی
دیدگاه ها (۱)

دلبسته ی محبت و دلداده ی غمیمچون روز روشن است که دلداده ی هم...

غلط ست اینکه گویند که به دل رَهَست دل رادل من ز غصه خون شددل...

کُشتمٖش! احساس را، تا دل نبندد پای توتـا نشیند هـی نگـویـد ق...

تمــامِ غصه ام این شد :ڪہ بیخود باورش ڪردمڪہ بیخود عشق ورزید...

نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانیگذر به کوی فلان کن در آن ...

از جاذبه های کتابفروشی! همیشه میگم قبل اینکه خدا قفلی بذاره ...

رفته از یاد لفظ و مظمون امتویی شمشاد سر موضوع امبرسر کوه تو ...

کجایی دخترم!!!!😭😭😭😭😭اول مهره پاشو ببین همه بچه ها لوازم التح...

جگرم پاره شد از زهر کجایی پسرم😭🏴چشم من مانده به در تا تو بیا...

تقدیم به زندگیم:🫀🌹آفرین بر تو که مستانه غزل می خوانی به خدا ...

او تورا کشته بود؛ولی تو انگار طوری هستیکه اگر بر سر مزارت دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط