یهو به خودت میای و میبینی حتی دیگه دربارهاش با دوست صمی

یهو به خودت میای و می‌بینی حتی دیگه درباره‌اش با دوست صمیمیت هم حرف نمی‌زنی، اونجاست که می‌فهمی اون قضیه به طور کل برات تموم شده.
دیدگاه ها (۰)

آره من معتادم ؛ معتاد کتاب ، خواب ، چایی ، کتاب‌فروشی‌وکتاب‌...

به آدمایی که میگن عاشق بارونن ولی با چتر زیر بارون قدم میزنن...

من هروقت با دوست صمیمیم هستم کل تلاشمو میکنم راضی شده کتابی ...

ادیت از هیونجین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط