گاهی...

گاهی...
دستهایم را دور گردنم
حلقه می کنم
و آرام آرام ...
کنار گوشم زمزمه می کنم
و سراغ دل پریشانم را می گیرم

قصه ی دلدادگی من و تنهایی
مثل سریالی شبانه
مرا میخکوب دیوار می کند
هر چه به انتهای شب می رسم
حلقه ی دستانم
تنگتر و....
بغضم خیس تر...
دیدگاه ها (۱)

هیچ وقت ...بابت عشق هایی که نثار دیگران کرده اید ...و بعدها ...

زندگی خیلی وقته که یه بازی عجیب راه انداخته!میدونی منظورم چی...

گاهی نباش !!!خودت را بردار و کمی دورتر از قافله بایست ،وجودت...

آغوشت همانند جنگ ویتنام است !هرکه رفت ؛یا برنگشت یا اگر برگش...

سلاممممم میدونم پارت قبلی مزخرف بود ولیبه این پارت حس خوبی د...

crimson oath part one

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط