این نامه دختر هشت ساله من است که پس از مرگ مادر بزرگش و د

این نامه دختر هشت ساله من است که پس از مرگ مادر بزرگش و دور کردن او از مادر بزرگ و بازی با او و تصاحب ملک و دارایی و تخت خواب او و اسباب بازی هایش توسط عمه هایش که دستور از شوهرانشان می گیرند نوشته او فهمیده مادر بزرگش بخاطر دخالت داماد بهیار و عدم ارجاع او به بیمارستان فوت کرده او در این نامه نوشته
به نام خدا
خدای مهربان آن خانه را رو سرشان خراب کن ولی آتش نگیرد و آن ها بمیرن
فرشته مهربان
خواهش می کنم
این دختر که اجازه دیدن مادر بزرگش را نداشت بخاطر قلدری و ظلم گروهی و طمع تصاحب ملک پدری و ما که شگرد داماد است و اختلاف بنداز و حکومت را اجرا می کند ناراحت است و بعد از مرگ مادر بزرگش نامه هایی به خدا می نویسد این دامادها با هم پسر عمو هستند و زندگی ما را با خانه حزبی شان اشتباه گرفتن و دکتر بازی داماد منجر به کشته شدن پدر و مادرم شده و خیلی انسان های دیگر که با نام دکتر بیماران را در خانه شیمی درمانی می کرد ولی هیچ نهاد و مسئول و قانونی زحمت کشف جرم را به خود نمی دهد و قضات اصلا رسیدگی نمی کنند فقر ،ظلم و آسیب زندگی انسانها را متلاشی می کند و از همه بدتر عدم رسیدگی و تعقیب مجرمین بیشتر حال آدم را بد می کند
دیدگاه ها (۲۹)

اشتباه نکنید؛ بعضی از آدم ها به شما وفادار نیستند. در واقع آ...

کار فوق العاده این هیئت در دوران فشار بر مردمسیدالشهدا (ع) ی...

حالم بهم میخوره از افرادی که شعار حقوق زن میدهند ولی با همسر...

پرونده 39

آبنبات چوبی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط