ما نمی خواهیم با حدس و گمان صحبت کنیم
ما نمی خواهیم با حدس و گمان صحبت کنیم
بر اساس قالَ بِهمان و فلان صحبت کنیم
خوب من وقتی نخوانده مشق ها خط می خورند
از چه فردایی و روز امتحان صحبت کنیم؟
ما نمی خواهیم وقتی دزد زیر تخت ماست
با جماعت از طناب و نردبان صحبت کنیم
شد همین که صحبت گنجشک مفت و سنگ مفت
زود برگردیم از تیر و کمان صحبت کنیم!
ما که مثل دیگران انگشتمان بر ماشه نیست
با زبان دیپلماسی با جهان صحبت کنیم!
کدخدا فرمود یا از دهکده خارج شویم
یا که برگردیم با سگهای خان صحبت کنیم
تا نیاوردند پیش چشم ما اموات را
عاقلانه نیست پشت این و آن صحبت کنیم
مطمئن باید شویم اول که مُرده، مُرده است
بعد با مداح و شیخ و روضه خوان صحبت کنیم
بختِ ما را! بعد مردن نیز قادر نیستیم
راحت از آزادیِ فکر و بیان صحبت کنیم
می کُشند و می کُشند و بعد تسکین می دهند:
مردگان را بی خیال؛ از زندگان صحبت کنیم
بر کدامین برگ بنویسیم جنگل زنده است؟
با کدامین ریشه از تاریخمان صحبت کنیم؟
اصل ما کو؟ تا که برگردیم سوی وصل خویش
نسل ما کو؟ تا که از نام و نشان صحبت کنیم
یا زبان را می بُرید و یا دهان را... بگذریم
با شما سخت است بی زخم زبان صحبت کنیم
روی حرف خود نمی مانید اگر فرصت دهید
لا اقل ما مثل آدم از دهان صحبت کنیم
دست خونی کِی شود همرنگ دست جوهری؟!
کارد را خارج کنید از استخوان صحبت کنیم
حرف خود را هی نپیچانید؛ آنچه گوشتان_
دوست دارد بشنود، ما از همان صحبت کنیم
أَشْهَدُ أَنّ لَا َ اله ... راستی قاضی چه گفت؟
حکم داد انگار تا قبل از اذان صحبت کنیم
فرصت خوبی است تا إِنَّـا إِلَیْهِ رَاجِعونَ!
دست برداریم سوی آسمان صحبت کنیم
دور او را قدری ای پیغمبران خلوت کنید
تا که ما هم با خدای مهربان صحبت کنیم
...
آی زندان بان چرا امروز حالَت خوب نیست؟
می بری با خود کجا ما را؟! بمان صحبت کنیم
رحیم رسولی
بر اساس قالَ بِهمان و فلان صحبت کنیم
خوب من وقتی نخوانده مشق ها خط می خورند
از چه فردایی و روز امتحان صحبت کنیم؟
ما نمی خواهیم وقتی دزد زیر تخت ماست
با جماعت از طناب و نردبان صحبت کنیم
شد همین که صحبت گنجشک مفت و سنگ مفت
زود برگردیم از تیر و کمان صحبت کنیم!
ما که مثل دیگران انگشتمان بر ماشه نیست
با زبان دیپلماسی با جهان صحبت کنیم!
کدخدا فرمود یا از دهکده خارج شویم
یا که برگردیم با سگهای خان صحبت کنیم
تا نیاوردند پیش چشم ما اموات را
عاقلانه نیست پشت این و آن صحبت کنیم
مطمئن باید شویم اول که مُرده، مُرده است
بعد با مداح و شیخ و روضه خوان صحبت کنیم
بختِ ما را! بعد مردن نیز قادر نیستیم
راحت از آزادیِ فکر و بیان صحبت کنیم
می کُشند و می کُشند و بعد تسکین می دهند:
مردگان را بی خیال؛ از زندگان صحبت کنیم
بر کدامین برگ بنویسیم جنگل زنده است؟
با کدامین ریشه از تاریخمان صحبت کنیم؟
اصل ما کو؟ تا که برگردیم سوی وصل خویش
نسل ما کو؟ تا که از نام و نشان صحبت کنیم
یا زبان را می بُرید و یا دهان را... بگذریم
با شما سخت است بی زخم زبان صحبت کنیم
روی حرف خود نمی مانید اگر فرصت دهید
لا اقل ما مثل آدم از دهان صحبت کنیم
دست خونی کِی شود همرنگ دست جوهری؟!
کارد را خارج کنید از استخوان صحبت کنیم
حرف خود را هی نپیچانید؛ آنچه گوشتان_
دوست دارد بشنود، ما از همان صحبت کنیم
أَشْهَدُ أَنّ لَا َ اله ... راستی قاضی چه گفت؟
حکم داد انگار تا قبل از اذان صحبت کنیم
فرصت خوبی است تا إِنَّـا إِلَیْهِ رَاجِعونَ!
دست برداریم سوی آسمان صحبت کنیم
دور او را قدری ای پیغمبران خلوت کنید
تا که ما هم با خدای مهربان صحبت کنیم
...
آی زندان بان چرا امروز حالَت خوب نیست؟
می بری با خود کجا ما را؟! بمان صحبت کنیم
رحیم رسولی
- ۳.۱k
- ۱۲ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط