می توانستم

می توانستم
پرتره ات را دو هزار بار نقاشی کنم...
از هر طرف!
و رنگ نگاهت را با هر دیوار خانه ات هماهنگ کنم
می توانستم تکرارت کنم آن قدر در شعر
که مرا کنار بزنند این جماعت
و راه بیفتند
تا تو را پیدا کنند!
می توانستم حسادتِ تمام مردان شهر را
بر بیانگیزم
و تمام زنان شهر را
حریص کنم!
می توانستم
به خدا ثابت کنم
در خراب شده ای که خلق کرده است
به کوری چشم تمام تاریخ
می شود عاشق شد!
دستتان اما
توی یک کاسه بود!
خواب دیدم توطئه کرده اید
خواب زن چپ نبود مگر؟
یکباره به ما که رسید راست شد!؟
که به صبح نکشیده
توطئه تصویب شده بود
و خرابی ام
خشتی تازه
بر خرابی این خراب شده!!!
دیدگاه ها (۴)

باید همینطور که رفتنت را تماشا می کردمبه شمعدانی پشت پنجره م...

عاشق شوید…نه به خاطر لذت بوسه و هم آغوشی…به خاطر تمرکز ذهن "...

ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﻧﺎ ﺗﻤﺎﻡ ......ﺗﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ :ﻭﻗﺖ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﺳﺖﺑﺎ...

Destiny part 15

پارت: 9 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**جنگ‌های دبیرستانی همیشه از...

می‌گویندبس که دستی گرمکسی به سرت نکشیدهموهایت سفید شده‌اندری...

به تو نگاه کردم به جزئیات زیبایی ات رج های مرموز گردنت نفسها...

قلم را به دست می گیرم و شروع به نوشتن می کنمنمی دانم چه بنوی...

ویو جیمین بعد تموم شدن کارم رفتم خونه فهمیدم مامان بابای یون...

My daddy Ⓟ⁵⁹ ویو جیمین ب...

جوهر شکلاتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط